تبليغاتX
دل نوشته های یک انسان
شامل شعرها، مطالب، خاطرات و ناگفته های قابل تامل

I Am Thankful....
I can see the beauty all around me.
There are those whose world is always dark

خدا را سپاس
من میتونم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم
کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست

I am Thankful...
I can walk.
There are those who have never taken their first step.

خدا را سپاس
من میتونم راه برم ..کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند. حتی یک قدم بردارند

I Am Thankful ...
My heart can be broken.
There are those who are so hardened they cannot be touched

خدا را سپاس
که دل رئوف و شکننده ای دارم
کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و
احساسی رو درک نمیکنن

I Am Thankful ...
For the opportunity to help others.
There are those who have not been so abundantly blessed as I.

خدا را سپاس
به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم
کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به
من داده ای بی بهره اند

I Am Thankful ...
I can work.
There are those who have to depend on others for even their most basic needs

خدا را سپاس
من میتونم کار کنم .کسانی هستند که برای رفع کوچکترین
نیازهای روزمره شون هم به دیگران محتاجند

I Am Thankful ...
I have been loved.
There are those for whom no one has ever cared.

خدا را سپاس
که کسی هست که منو دوست داره
کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست .

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 دی1389ساعت 1:50  توسط میلاد درخشان مهر  | 

شاه عباس از وزير خود پرسيد: "امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"

وزير گفت: "الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"

شاه عباس گفت: "نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه‌دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."

 تحليل حكايت :

1 يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سازمان باشد.

2 در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 1:34  توسط میلاد درخشان مهر  | 

مردی که سوار بر بالن در آسمان در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:

ببخشید آقا؛ من قرار مهمی دارم، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟

مرد روی زمین: بله، شما در ارتفاع حدوداً ۷ متری در طول جغرافیایی "۱٨ '۲۴ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱ '۲۱ ۳۷ هستید.

مرد بالن سوار: شما باید مهندس باشید.

مرد روی زمین:بله، از کجا فهمیدید؟

مرد بالن سوار: چون اطلاعاتی که شما به من دادید گرچه کاملا دقیق بود ولی به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟

مرد روی زمین: شما باید مدیر باشید.

مرد بالن سوار: بله، از کجا فهمیدید؟

مرد روی زمین: چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید.

قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آنرا دیگران بپذیرند.

پس اطلاعات دقيق هم به دردتان نميخورد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 1:23  توسط میلاد درخشان مهر  | 

 يك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟

پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی

من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم، مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه و کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره، تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست،نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردابتونی در این مورد بیشتر فکر کنی!

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابي خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟ میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه: سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 1:14  توسط میلاد درخشان مهر  | 

روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد

همه را مســــت و خراب از مــــي انــــگور کنيـــــد

مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد

مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد

 بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ

پـيــر ميخانه بخواند غــزلــي از حــــافـــظ

جاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـــزنيـــد

شاهدي رقص کند جمله شما کـــف بزنيد

روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد

اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد

روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت

آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــــتت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 0:59  توسط میلاد درخشان مهر  | 

شعر اول از شاعر گرانقدر حمید مصدق؛

 تو به من خنديدي و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

 

بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده؛

 من به تو خنديدم

چون كه مي دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي

پدرم از پي تو تند دويد

و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه

پدر پير من است

من به تو خنديدم

تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو ليك

لرزه انداخت به دستان من و

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمي خواست به خاطر بسپارد

گريه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز

سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حيرت و بغض تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

 

و از اونا جالب تر جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر داده؛

دخترک خندید و پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 15:33  توسط میلاد درخشان مهر  | 

اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده

توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره؛

 وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم

وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم

وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم

و تو، آدم سفيد

وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي

وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي

وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي

و وقتي مي ميري، خاکستري اي

و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 15:5  توسط میلاد درخشان مهر  | 

دوستي داشتم لرستاني                              يار ديرينه ي دبستاني

ديدمش بعد ساليان دراز                         همرهش چار زن همه طناز

مات و مبهوت گشتم از حالش                     كه لري آهوان به دنبالش

گفتمش: چهار زن ؟ خدا بركت !                 تو چگونه كني ز جا حركت

گفت : اين كار ماجرا دارد                           هر يكي حكمتي جدا دارد

اولي را كه هست خوشگل و ناز                 من گرفتم ز خطه ي شيراز

تا كه شب ها قرينه ام باشد                       سر او روي سينه ام باشد

بهر اوقات روزهايم نيز                                  زن گرفتم ز خطه ي تبريز

چون زن ترك، خوش بر و بازوست           خانه دار و نظيف و كد بانوست

دست پختش كه محشر كبراست        بهتر از آن، سليقه اش غوغاست

ظرف يك سال بسته ام بارم                    چون زني هم ز اصفهان دارم

كشد از ماست تار مويي را                        يادمان داده صرفه جو يي را

 دركم و بيش استاد است                           او متخصص در اقتصاد است

او بس كه در اقتصاد پا دارد                             بي گمان فوق دكترا دارد

زن چارم كه ختم آنان است                  شيري از خطه ي لرستان است

گفتمش با وجود آن سه هلو                      زن چارم بر اي چيست؟ بگو

گفت گهگاه بنده گشتم اگر                              عصباني ز همسران دگر

آن زمان جا ي آن سه تا، بي شك                اين يكي را كشم به زير كتك

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 بهمن1389ساعت 1:56  توسط میلاد درخشان مهر  | 

روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.

سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.

سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "‌و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم.

وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی؟"

همسرم یه نگاهی به من کرد و گفت: " این بار اولته"!

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 بهمن1389ساعت 1:21  توسط میلاد درخشان مهر  | 

دEvery man should get maed some time; after all, happiness is not
the only thing in life!

هر مردي بايد يك روزي ازدواج كنه، چون شادي تنها چيز زندگي نيست!
______________________________________________
Bachelors should be heavily taxed. It is not fair that some men should be happier than others.
- Oscar Wilde

براي مجردها بايد ماليات سنگيني مقرر شود، چون اين انصاف نيست كه بعضيها شادتر از بقيه زندگي كنند.
- اسكار وايلد
______________________________________________
Don't marry for money; you can borrow it cheaper.
- Scottish Proverb

براي پول ازدواج نكنيد، ميتونيد اون رو با بهره كمتري قرض بگيريد.
- ضرب المثل اسكاتلندي
______________________________________________
I don't worry about terrorism. I was married for two years.
- Sam Kinison

من از تروريستها وحشتي ندارم، من دوساله ازدواج كردم.
- سام كينيسون
______________________________________________
Men have a better time than women; for one thing, they marry later; for another thing, they die earlier.
- H. L. Mencken

مردها فرصت بهتري در زندگي نسبت به زنان دارند، يكي بخاطر اينكه ديرتر ازدواج ميكنند و دوم اينكه زودتر ميميرند
- اچ.ال.منكن
______________________________________________
When a newly married couple smiles, everyone knows why. When a ten-year married couple smiles, everyone wonders why.

وقتي كه يك زوج تازه مزدوج لبخند مي­زنند، همه مي­دونند چرا، ولي وقتي يك زوج ده سال پس از ازدواج لبخند مي­زنند همه حيرانند چرا؟
______________________________________________
Love is blind but marriage is an eye-opener.

عشق آدم را كور ميكند ولي ازدواج چشمان انسان را باز ميكند.
______________________________________________
When a man opens the door of his car for his wife,
you can be sure of one thing:
either the car is new or the wife.

وقتي مردي درب خودرو را براي همسرش باز ميكند، شما ميتوانيد مطمئن باشيد كه:
يا ماشين جديد است يا همسرش.
______________________________________________
I take my wife everywhere, but she keeps finding her way back to home always.

من همسرم را خودم همه جا ميبرم ، ولي اون هميشه راه برگشتن به خانه را پيدا ميكند.
______________________________________________
I asked my wife, "Where do you want to go for our anniversary? " She said,"Somewhere I have never been!" I told her, "How about the kitchen?"

من از همسرم پرسيدم كه براي سالگرد ازدواجمان به كجا برويم؟ او گفت: به جائي كه تا حالا نرفتم. من گفتم: نظرت راجع به آشپزخانه چطوره؟!
______________________________________________
We always hold hands. If I let go, she shops.

من هميشه دستان همسرم را در دستم ميگيرم، چون اگه رهاش كنم اون ميره خريد.
______________________________________________
My wife was in beauty salon for two hours.
That was only for the estimate.

همسرم براي دو ساعت در يك سالن آرايش و زيبائي بود.
البته فقط براي ارزيابي و قيمت گرفتن.
______________________________________________
She got a mudpack and looked great for two days. Then the mud fell off.

همسرم يك ماسك تقويتي صورت خريد، براي دو روز خيلي صورتش خوب شده بود ولي بعدش ماسك افتاد!
______________________________________________
She ran after the garbage truck, yelling, "Am I too late for the garbage?"
Following her down the street I yelled, "No, jump in."

همسرم دنبال ماشین زباله دوید و فریاد زد: "آیا براي انداختن زباله دیر کردم؟" من هم دنبالش به سمت خیابان دویدم و فریاد زدم: "نه، بپر توش!"
______________________________________________
Badd Teddy recently explained to me why he refuses to get to married.
He says "the wedding rings look like miniature handcuffs..."

"باد تدي" براي من شرح مي­داد كه چرا از ازدواج كردن فراري­است. مي­گفت: حلقه ازدواج مثل يك دستبند مينياتوريست.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
If your dog is barking at the back door and your wife yelling at the front door, who do you let in first?
The Dog of course... at least he'll shut up after u let him in!

اگر سگتون پشت در عقبي پارس كنه و زنتون پشت درب جلوئي خانه صدا بزند، اول درب را براي كدامشان باز ميكنيد؟
خوب معلومه سگه، چون حداقل اون وقتي اومد تو ساكت ميشه!
______________________________________________
A man placed some flowers on the grave of his dearly parted mother and started back toward his car when his attention was diverted to another man kneeling at a grave. The man seemed to be praying with profound intensity and kept repeating, 'Why did u have to die? Why did you have to die?" The first man approached him and said, "Sir, I don't wish to interfere with your private grief, but this
demonstration of pain in is more than I've ever seen before. For whom do you mourn so? Deeply? A
child? A parent?"The mourner took a moment to collect himself, then replied "My wife's first husband."

مردي دسته گلي روي قبر مادر عزيز مرحومش گذاشت و داشت به سمت ماشينش برمي­گشت كه توجهش به مردي جلب شد كه بالاي سر قبري زانو زده بود. بنظر مي­رسيد مرد با سوز و گداز فراواني جمله­اي را تكرار ميكرد: "چرا بايد از دست مي­رفتي؟"، "چرا بايد از دست ميرفتي؟"
مرد اولي به سمتش رفت و گفت: "اميدوارم مزاحم سوگواريتان نشده باشم اما در اين حد اظهار عجز و ناراحتي را تا بحال نديده­ام، براي چه كسي اينطورعميق ابراز ناراحتي ميكنيد؟ فرزند؟ والدين؟"
مرد سوگوار چند لحظه­اي طول كشيد تا خودش را جمع­و­جور كند، سپس پاسخ داد: "شوهر اول همسرم!"
______________________________________________
A couple came upon a wishing well. The husband leaned over, made a wish and threw in a coin .
The wife decided to make a wish, too. But she leaned over too much, fell into the well, and drowned. The husband was stunned for a while but then smiled "It really works!"

يك زوج بر سر يك چاه آرزو رفتند، مرد خم شد، آرزوئي كرد و يك سكه به داخل چاه انداخت. زن هم تصميم گرفت آرزوئي كند ولي زيادي خم شد و ناگهان به داخل چاه پرت شد.
مرد چند لحظه­اي بهت زده شد، بعد لبخندي زد و گفت: "اين واقعاً درست كار ميكنه!!!"

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 بهمن1389ساعت 0:54  توسط میلاد درخشان مهر  | 

براي خوشحال کردن يک زن ، يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :

1. يک دوست
2. يک همدم
3. يک عاشق
4. يک برادر
5. يک پدر
6. يک استاد
7. يک سرآشپز
8. يک الکتريسين
9. يک نجار
10. يک لوله کش
11. يک مکانيک
13. يک متخصص چيدمان داخلي منزل
15. يک متخصص مد
16. يک روانشناس
17. يک دفع كننده آفات
18. يک روانپزشک
19. يک شفا دهنده
20. يک شنونده خوب
21.. يک سازمان دهنده
22. يک پدر خوب
23. خيلي تميز
24. دلسوز
25. ورزشکار
26. گرم
27. مواظب
28. شجاع
29. باهوش
30. بانمک
31. خلاق
32. مهربان
33. قوي
34. فهميده
35. بردبار
36. محتاط
37. بلند همت
38. با استعداد
39. پر جرأت
40. مصمم
41. صادق
42. قابل اعتماد
43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :
44. تعريف کردن مرتب از او
45. عشق ورزيدن به خريد
46. درستکار بودن
47. بسيار پولدار بودن
48. تنش ايجاد نکردن براي او
49. نگاه نکردن به بقيه دختران

و در همان حال، شما بايد :
50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد
51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش
52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود.

53. هيچگاه فراموش نکنيد :
بسيار مهم است
* سالروز تولد*
* سالروز ازدواج*
* قرارهايي که او مي گذارد*

چگونه يک مرد را خوشحال کنيم :
1. تنهايش بگذاريد!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 دی1389ساعت 16:55  توسط میلاد درخشان مهر  | 

با آثار و مدارک گرانبهایی که در بسیاری از نقاط ایران زمین هنوز موجود است، به جرأت می توان ایرانیان را از اولین گرافیست هایی نامید که از طرح ها و نمادهایی با معنا و مفهوم گرافیک حرفه ای و مدرن امروزی بهره می بردند.

یکی از اولین این آرم ها (به معنای امروزی) نماد (Fravahar) یا آرم زرتشتیان می باشد. در اینجا به نقد و تفسیر این آرم می پردازیم:

http://www.redlink1.com/mydocs/group/137/02.jpg

· نیمه بالایی این موجود یک انسان است؛ پیرمردی به معنای پخته بودن، تجربه، کهن، راست قامت و پیر معلم.

· جهت نگاه پیرمرد به سمت راست است (اگر به طور معمول بالا را «شمال» فرض کنیم، سمت راست «خاور» می شود) جایی که خورشید طلوع می کند و منبع نور و روشنایی و دانش است؛ پشت به سوی تاریکی و نادانی.

· دست راستش را به معنای عبادت و دعا به سمت آسمان بلند کرده.

· در دست چپش حلقه عهد با اهورامزدا قرار دارد و نشان موظف بودن به پیمان با خداست. (در قدیم زمانی که دو نفر با هم پیمانی می بستند، این حلقه را با دست چپ خود می گرفتند؛ کاری که امروزه همه جهانیان در هنگام عقد ازدواج حلقه یی را بر انگشت دست چپ خود می کنند).

· وجود دو بال به معنای پرواز به سوی آسمان و صعود به قله های مینوی است. بال به معنای نیروهای مثبت است که اگر انسان از آنها بهره بگیرد می تواند صعود کند.

· هر بال از سه ردیف پر تشکیل شده که درجه بندی نکات مثبت است: هومت – هوخت – هورشت (پندار نیک – گفتار نیک – کردار نیک). با این نکات مثبت است که انسان می تواند به اوج برسد.

· حلقه میان تنه به معنای کره خاکی (ایرانیان آن زمان به گرد بودن کره زمین واقف بودند) و گردش روزگار است؛ و همچنین یک دوره عمر انسان که می بایست طی شود.

· دم این پرنده نیز از سه ردیف پَر تشکیل شده که درجه بندی نکات منفی است: دژمت – دژوخت – دژورشت (پندار بد – گفتار بد – کردار بد). انسان با نکات منفی به دنیا می آید، ولی یک انسان الگو می بایست تمامی نیرو های منفی را مهار کرده و تحت کنترل خود بگیرد تا همانند یک دم پرنده برای پرواز از آنها استفاده کند (یک پرنده بدون دم نمی تواند پرواز کند!).

· دو نوار دو طرف نماد به معنای دو نیروی سپنتا مینو (مثبت) و انگره مینو (منفی) که همواره انسان با این دو قطب به دنیا می آید و میان این دو قطب درگیر است.

این است فرهنگ ایران

به نقل از Funiran4u

+ نوشته شده در  جمعه 24 دی1389ساعت 12:42  توسط میلاد درخشان مهر  | 

ناصر خسرو قبادیانی به سوی باختر ایران روان بود. شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج.

نیمه‌های شب صدای فریاد و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد. صدای فریاد و ناله‌های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می‌رسید.

مبهوت فریادها و ناله‌ها بود که شبان دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت:

این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شب‌ها ناله‌هایش را می‌شنویم.

چون در بین ما نیست همین فریادها به ما می‌گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می‌شویم که نفس می‌کشد.

ناصر خسرو گفت: می‌خواهم به پیش آن مرد روم.

مرد گفت: بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد.

ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود.

مرد به آن دو گفت از جان من چه می‌خواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم. ناصر خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی همراه من شو. چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدم‌های جدید و زندگی‌های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود....

چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم.

چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود. .......

سال‌ها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش بازگشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت..

اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می‌گوید: “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان می‌کنی. به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو... لبخند آدمیان اندیشه
های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ”

شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه‌ای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند.

باید دنبال شادی ها گشت؛ غمها خودشان ما را پیدا می کنند.(فردریش نیچه)

به نقل از Funiran4u

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 دی1389ساعت 1:33  توسط میلاد درخشان مهر  | 


متولدین فروردین :
 رنگ شانس : قرمزملایم
 اعداد شانس : 6 ، 9 ، 15 و 343
 روز اقبال : سه شنبه
 همراهان مناسب : مرداد ، خرداد ، آذر

متولدین اردیبهشت :
 رنگ شانس : صورتی وآبی روشن
اعداد شانس : 5 ، 6 ، 13 ، 188 و 4524
 روز اقبال : جمعه
 همراهان مناسب : تیر ، شهریور ، دی ، اسفند

متولدین خرداد :
 رنگ شانس : نارنجی
 اعداد شانس : 3 ، 5 ، 24 ، 433 ، 2545
 روز اقبال : چهارشنبه
 همراهان مناسب : مرداد ، فروردین ، مهر ، بهمن

متولدین تیر :
 رنگ شانس : سفید نقره ای ، آبی نیلی
 اعداد شانس : 2 ، 4 ، 12 ، 456 و 9742
 روز اقبال : دوشنبه
 همراهان مناسب : اردیبهشت ، اسفند ، آبان

متولدین مرداد :
 رنگ شانس : زرد طلایی
 اعداد شانس : 1 ، 4 ، 34 ، 653 و 6743
 روز اقبال : یکشنبه
 همراهان مناسب : فروردین ، آذر

متولدین شهریور :
 رنگ شانس : قهوه ای و کرم
 اعداد شانس : 0 ، 5 ، 16 ، 888 ، 6848
 روز اقبال : چهار شنبه
 همراهان مناسب : دی ، اردیبهشت

متولدین مهر :
 رنگ شانس : بنفش وقهوه ای
 اعداد شانس : 2 ، 6 ، 16 ، 432 ، 9143
 روز اقبال : جمعه
 همراهان مناسب : آذر ، بهمن ، خرداد

متولدین آبان :
 رنگ شانس : قرمز روشن وسیاه
 اعداد شانس : 3 ، 5 ، 7 ، 8 ، 9 ، 83 و 659
 روز اقبال : سه شنبه
 همراهان مناسب : تیر واسفند

متولدین آذر :
 رنگ شانس : آبی وسفید
 اعداد شانس : 3 ، 12 ، 582 ، 934 و 2343
 روز اقبال : پنجشنبه
 همراهان مناسب : فروردین ، مهر ، مرداد ، بهمن

متولدین دی :
 رنگ شانس : سفید وقهوه ای
 اعداد شانس : 8 ، 9 ، 62 ، 122 ، 7544
 روز اقبال : شنبه
 همراهان مناسب : شهریور ، اردیبهشت

متولدین بهمن :
 رنگ شانس : آبی تیره
 اعداد شانس : 4 ، 8 ، 10 ، 84 ، 915 و 999
 روز اقبال : یکشنبه
 همراهان مناسب : خرداد ، آذر ، مهر

متولدین اسفند :
 رنگ شانس : آبی آسمانی وقهوه ای روشن
 اعداد شانس : 7 ، 11 ، 73 و 354
 روز اقبال : پنج شنبه
 همراهان مناسب : اردیبهشت ، تیر ، دی ، آبان

به نقل از Funiran4u

+ نوشته شده در  جمعه 17 دی1389ساعت 16:24  توسط میلاد درخشان مهر  | 

۲۰ دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید

۱. نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است.

2  .مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.

3.برای یک مسافرت یک هفته ای  تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

۴.در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6.جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.

7.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9.همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.

10.اگر در 34 سالگی هنوز مجرديد  احدي به شما ایراد نمی گیرد.

11.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.

13.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14.بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.

1۵.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.   

16.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18.در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.

19.احتمال مدير شدنتان زياد است.

20.مي توانيد چند زن داشته باشيد.(احتياط! معلوم نيست خوشبخت شويد)

 

 

 

20 دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید : 

1-  نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است  روي شما مي گذارند.

۲- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

۳- آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

4- عشق و هنر ابداع شماست.

5- زيبايي مخصوص شماست.

6- هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.

7- بهشت زير پاي شماست.

8- هميشه تميز و نظيف هستيد.

9- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

10- مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه .......

11- حق تقدم با شماست.

12- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.

13- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

14- نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.

15- به‌ جزئيات‌ زندگي‌ و رفتاري‌ با دقت‌ نگاه‌ مي‌كنيد و آنها را در حافظه‌ خود جاي‌ مي‌دهيد.

16- درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است.

17- ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است.

18- موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.

19- مردان از دامن شما به معراج مي روند.

۲۰- حرف آخر را شما مي زنيد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 دی1389ساعت 15:41  توسط میلاد درخشان مهر  | 

*دعاي دختران مجرد*

*اللهم نزلنا جوانک الرشيد، الغنى و الصاحب المدرک و بالخصوص المسکن الگنده! *

*راکب زانتيا. *

*مطيع الامر. *

*لا خواهر و لا مادر. *

*متخصص الطبخ الغذاء لذيذ و النظافت المنزل و ماهر بالتعويضة الکهنة الطفل
الصغير.*

*الخاصه: الزن ذليلا*

*آمين يا رب العالمين .......!*

*بده منتظريم .................!*

* *
*
دعاي پسرهاي مجرد*

*الهم نزلنا حورياً تک دانه و هيکل توپ...!*

* کم توقعا...!*

*السّن الصغيرا...!*

*I Need**  لا کوزه ترشي...! *

*الوضع المالي.... عالي و جهيزيتها کاملةُ...!*

*و والدينها رو به موتا، ترجيحاً لا خواهر و مادر و پدر و کلهم فک و فاميلا...!
*
*الچشم البسته (لا آفتاب مهتاب ديده)...!*

*کدبانوا في المور المنزل (همه جور چيزا)...!*

*180% مطيع الامر، لا چون و چرا و تسليماً لخشمنا...!*

*قوياً في تحمل بوي جوراب و الغير چيزها...!*

*
يا رب اعطينا اليک .... فوري.*

+ نوشته شده در  جمعه 17 دی1389ساعت 14:11  توسط میلاد درخشان مهر  | 

عجيب‌ ترين جمله در زبان انگليسی

این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬‌ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی

نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار:

I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancingindecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness

ترجمه جمله :

نمیدانم این دكترهای خانواده گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند.با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن انها ( دست خط ) برتری میجوید
 به نقل از Funiran4u

+ نوشته شده در  جمعه 17 دی1389ساعت 13:26  توسط میلاد درخشان مهر  | 


می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

***********************************************

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت

***********************************************

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.

***********************************************

انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد

***********************************************

خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

***********************************************

تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد

***********************************************

خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند

***********************************************

"زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید .
فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست"

***********************************************

"دکتر علی شریعتی:انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی بیشتری می کند"

***********************************************

"انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است."

***********************************************

-"خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری

***********************************************

"هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم"

***********************************************

"خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟

***********************************************

با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر تسلیم فرود نیاورم.(دکتر شریعتی)

***********************************************

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .
 
+ نوشته شده در  جمعه 17 دی1389ساعت 1:41  توسط میلاد درخشان مهر  | 

  • پیام عاشقانه یک لر به دوست دخترش: مهم نیست که قشنگ نیستی، قشنگ اینه که مهم نیستی
  • پیامک عاشقانه لرها: کاش مغز داشتم تا مرگ مغزی شوم و قلبم را به  تو اهدا کنم
  • به لره میگن کدوم حیوونیه که همه رو برای نماز صبح بیدار میکنه؟ میگه: آقام
  • به جوجه تیغی میگن: آرزوت چیه؟ اشک تو چشماش جمه میشه میگه : بغلم میکنی؟
  • میدونی اولین زیردریائی ترکها چه جوری غرق شد؟ غواص رفت زیر آب در زد
  • به دو دليل زنها فوتباليست نميشن : 1.عمرا 11 تا زن يجور لباس بپوشن 2.عمرا بازي بعدي همون لباس و بپوشن
  • به ترکه خبر میدن که بابا شدی میگه به زنم نگید میخوام غافلگیرش کنم
  • به ترکه میگن تابستون کجا میری؟ میگه اگه امام رضا بطلبه میرم کیش
  • به اصفهانيه ميگن دو دوتا ميگه: ميخاي بخري يا ميخاي بفروشي
  • از چارلی چاپلین مپرسند: خوشبختی چیه؟ میگه: فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدیه
  • به لره میگن: نظرت راجعه به این 4 مورد چیه: شخصیت، شعور، فهم، عقل؟ لره یک کم فکر میکنه میگه: به نظر من این همون چهار محال بختیاریه
  • به تركه ميگن قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهت آدرس دادن!؟ 
  • از ترکا مي پرسن به مادر امام زمان چي ميگن؟ ميگه: بستگي داره
  • اگه پايين شهري باشه، ننه حجت. اگه وسط شهري باشه مامان مهدي. اگه بالا شهري باشه خانم عسکري
  • از يه ترکه پرسيدند: اسم کوچيك فردوسي چيه ؟ گفت: ميدان
  • تركه از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چطور بود؟ ميگه والا خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودن
  • به ترکه ميگن امام ها رو ميشناسي؟ ميگه آره. ميگن خوب نام ببر؟ ميگه اونجوري که نه. اگه ببينمشون ميشناسم
  • ترکه ميره كولر بخره، یارو میگه كولر آبي ميخواي؟ ميگه: فرقي نميكنه، قرمز بده
+ نوشته شده در  جمعه 17 دی1389ساعت 1:23  توسط میلاد درخشان مهر  | 

سلام و عرض ادب و احترام  اول به خودم!! و بعد به هر انسانی دیگه ای که اینجا به هر دلیلی سر زده.

و یک سلام دیگه به همه وبلاگ نویسان و نیز خیر مقدم از طرف اونا باز به خودم!! چون تازه به جمعشون پیوستم و خیلی چیزا هست که باید از خیلیاشون یاد بگیرم. ایشالله...

امیدوارم بعد امتحانام بتونم بیام و خوب بنویسم...منتظرم باشین.....

میلاد درخشان مهر

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389ساعت 12:21  توسط میلاد درخشان مهر  |